‏نمایش پست‌ها با برچسب گوناگون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گوناگون. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ آبان ۱, یکشنبه

Google Reader with all of its features


In all well-known social networks, people are the most important part. People gather to have fun and share videos, notes and pictures. These websites provide you with a place to share feelings and ideas about almost anything that is going on around you. To me, online social networks do not seem to be a proper place to follow up news updates, and see what people think about different articles and analysis. One may say “That’s not right! You can do all these in say for example Facebook”. Of course you can. But I said “A proper place”. Websites like Facebook or Google+ are full of distractions for someone who only wants to keep up with news and articles. Let me exemplify:

I “virtually” know someone say “Bob”. I think this guy’s perspective to life sucks! Anywhere he goes, he just ruins everything and he is just not my type! If I was a Facebook or Google+ user, I would prefer not to follow this guy and not to be friends with him. The only thing this guy is good at is computer science and this is our only common field of interest! Though I hate to even see this guy’s face, I like to know of his ideas on computer based articles and news.

There’s a beautiful place for me on the internet, in which I can get exactly what I want. Google Reader. There, I don’t care who is who? How they behave, what’s their sexual orientation, their religion, their marital status, their lives’ events and their friends idea’s about them. What I do, is to subscribe to (follow) news agencies, certain blogs and websites that I like their contents. I follow a person if and only if what he shares with others is of a type I like and if I don’t follow someone like “Bob” I won’t lose anything. Because if he comments on anything I read, I will see that. So I will never miss his ideas on computer based articles.

The so called “one” may again say “You can manipulate Facebook or Google+ to get all these features”. Even if that would true, NO! I hate all the mess in there. The frenzy in there, being bombed with people’s life updates! I need the peace in Google reader, to read news, analysis, articles and people’s ideas about these contents.

As a person who lives in Iran, I see lots of people who think like me. I don’t know if there’s any scientific, sociological or historical reason for this. All I know is that we basically need a web application like Google Reader with all of its features. We are suffering the web filtration here. Almost every news agency’s website is filtered! Blogger is filtered! We are seeking every possible hole to find a way to see what’s going on around us, and how others look at it. What independent journalists say and how analysts think.

Some say, because of the web filtration and in the absence of social networks in Iran, Google Reader as a web application which cannot be easily filtered (thanks to https) was the only remained choice. This may be true. But with regards to what I said, Google+ does not give us the “peace” we need!

We need Google Reader (which is called “Gooder” here) with all the features it provides us with, no matter if it’s connected to Google+ or not!


معذرت از همه دوستان بخاطر پست انگلیسی

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

دکه نرم افزار ایران

بازار نرم افزار ایران بازار خاصی است. بخش بزرگی از گردش مالی این بازار مربوط به نرم افزارهای سازمانی است. سیستم های مدیریت مالی، حسابداری، خرید و روش، انبارداری، مدیریت زنجیره تامین، مدیریت نیروی انسانی و در مقیاس بزرگتر، نرم افزارهای ERP. واضح است که شرکتهای کمتری سراغ نرم افزارهایی می روند که کاربران خانگی را هدف می گیرند. دلیل این امر واضح به نظر می رسد. حضور محصولات رقیب خارجی، با کیفیت بالاتر و قیمت کمتر. در این شرایط شاید طبیعی باشد که کاربر ایرانی بپذیرد که محصولی با زبان مادری خود را کنار بگذارد و محصول فرنگی را برگزیند.

در نگاهی دقیق تر می بینیم که در اغلب کشورهای جهان بخش بزرگی از بازار نرم افزار در دست رقبای امریکایی است. بیشتر شرکتهای بزرگ نرم افزاری دنیا در ایالات متحده قرار دارند. محصولات این شرکتها نه تنها به زبان انگلیسی، بلکه تقریبا به همه زبانهای پر مخاطب جهان در اختیار کاربران قرار می گیرد. این شرکتها با منابع گسترده مالی و تکنولوژیکی و با استفاده از دو مفهوم نرم افزاری جهانی سازی* و بومی سازی** به راحتی بازار جهانی را هدف قرار داده اند. در این بازار آزاد هر روز عرصه بر تولید کنندگان کوچکتر، تنگتر می شود. در این بازار تنها شانس شرکتهای نرم افزاری سایر کشورها برای زنده ماندن، تولید نرم افزارهایی با کیفیت دست کم نزدیک به محصولات امریکایی، قیمت پایین تر و تاکید بر نیازهای بومی کاربران است. موارد محدودی هم دیده شده اند که شرکتهایی در این کشورها از نقاط ضعف محصولات بزرگ استفاده کرده و با تولید محصولاتی بهتر، جهانی شده اند.

در ایران اما داستان شکل دیگری دارد. اینجا خرید و فروش نرم افزار فرنگی معامله ای است که نه تنها سود آن به جیب تولید کننده محصول نمی رود، پنجه اش گلوی شرکتهای نرم افزاری ایرانی را هم می فشارد. سود آن را مصرف کننده می برد و سارق! سارقی که گاه گاه عنوان "تولید کننده برتر نرم افزار" را هم از دولت معظم هدیه می گیرد.*** این سرقت قانونی، بی خطر و پر سود اجازه فکر کردن به تولید محصولات نرم افزاری بزرگ و پر هزینه را از تولید کننده داخلی می گیرد. اینجا اساسا رقابت با محصولات خارجی معنی پیدا نمی کند.

تنها راه باقی مانده برای تولید کننده ایرانی هدف گیری بازاری کوچک است. بازاری که مشتریان آن شرکتها و سازمانها هستند و محصولات آن نرم افزارهای اداری و سازمانی. نرم افزارهایی که بنا به دلایل خاصی بهتر است به طور بومی طراحی شوند و بخاطر نیاز مشتریان به پشتیبانی مداوم باید تولید کننده آن در دسترس باشد. به دلیل رقابت سخت تولید کنندگان در این فضای تنگ، درآمد شرکتهای ایرانی آنقدری نیست که اجازه رشد و توسعه کمی و کیفی محصولات را به آنان بدهد. اوضاع بدتر هم می شود وقتی می فهمیم که در همین بازار، درصد بزرگی از گردش مالی متعلق به یک یا دو شرکت است و باقی تکه نانی را بین خود قسمت کرده اند.

به همین سادگی به دست خود از یکی از پر سود ترین صنایع جهان محروم مانده ایم. ورود به بازار جهانی که هیچ، در همین ایران خودمان هم نتوانستیم بخش کوچکی از بازار را بدست بگیریم. درآمد هند از فروش جهانی نرم افزار، از درآمد حاصل از فروش عصاره جان کشورمان، نفت، بیشتر است و ما سر خود را می خارانیم. با وجدان ترین مصرف کننده ایرانی اگر از ابراز رضایت از اوضاع فعلی خجالت بکشد، تقصیر را گردن دولت می اندازد و دولت گردن تحریم های جهانی. شرکتهای ایرانی توان پرداخت دستمزد مناسب را ندارند و متخصاصان نرم افزار، بر سر دوراهی ترک کشور یا تغییر شغل مانده اند. سارقان فربه تر می شوند و بازارهای کاذب پر رونق تر.

اوضاع فعلی نه به سود آینده کشور است و نه به سود حال شاغلان این صنعت. نقطه شروع تغییر هرکجا که باشد مهم نیست.

این مشتی است از خروار صنعت کشور

-------------------------------
* Globalization
** Localization
*** کافی است به پشت جلد "محصولات" برخی از این "تولید کنندگان" نگاهی بیندازید. منظورم بسته های نرم افزاری است که تقریبا همه نرم افزارهای مطرح جهان را در چند دی-وی-دی جا داده اند.

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

برده کشی از کارآموزان برای شیطنت و سود

چندی پیش مقاله ای خواندم که ترجمه عنوان آن بود: "برده کشی از کارآموزان برای شیطنت و سود". عنوان عجیبی به نظر می رسید. این مقاله یکی از مقاله های منتخب سایت CodeProject بود. مقاله جالبی به نظر می رسید. تصمیم گرفتم بخشهایی از آن را در وبلاگ خود منتشر کنم.

نویسنده مقاله آقای بنجامین پولاک، یکی از کارکانان شرکت نرم افزاری "فاگ کریک" در نیویورک است. وی در ابتدای مقاله عنوان می کند که:

 "الان باید در میانه یک مصاحبه باشم. مصاحبه ای که حدودا باید 15 دقیقه پیش شروع می شد. احتمالا الان دیگر صحبتمان درباره کارهای جالبی که کاندیدا در گذشته انجام داده تمام شده بود و باید می رفتیم سراغ کمی کد واقعی. پشته ای با زمان دسترسی O(1) و ..."

و ادامه می دهد که:

"الان ولی در میانه این مصاحبه نیستم. در ایمکس هستم و به جای اینکه از دیدن کسی که مسئله جالبی را حل میکند هیجان زده شده باشم، از طرف او ناراحت و پر از خشم هستم.
می دانید. او برای شرکتی کار می کند که خیلی ترسیده است. شرکتی که او را مجبور کرده است یک قرارداد "غیر رقابتی" امضا کند.

قرار دادهای غیر رقابتی، آزار دهنده اند، ولی پایان همه چیز نیستند. می توانم درک کنم که چرا شرکتهایی مثل اپل ممکن است به طور مشروعی از اینکه یک مقام ارشد اجرایی آیفون به اچ- تی- سی برود عصبانی باشد. بخش بزرگی از ارزش این شخص بخاطر دانش وی از پروسه داخلی تولید در اپل است. ولی در واقع مشاغل کمی اینطور هستند. بسیاری از کمپانی ها به شما نمی گویند که "تحت هیچ شرایطی" نباید برای شرکت رقیب کار کنید..."

نویسنده مقاله که کاندیدای مورد نظر را "باب" نامیده است، به نحوی به تشریح قراردادهای غیررقابتی می پردازد. سپس ادامه میدهد که:

"... شرکت باب به او گفته است که "فاگ کریک" و شرکت او، رقبای مسقیم هستند و او حتی روی یک پروژه (پروژه کیلن) هم نمی تواند با این شرکت کار کند.

نکته اینجاست که باب یک دانشجوی سال سوم کالج و تنها یک کارآموز ساده است. امکان ندارد که از روند کاری سیستم منابع انسانی اطلاعی داشته باشد. اگر هم داشت، هرگز نمی توانست اطلاعات مورد نیاز ما را در اختیارمان قرار دهد... دلیل اینکه شرکت او مانع همکاریش با ما شد این است که آن شرکت به شدت می ترسد از اینکه باب، یک دانشجوی کالج، با همکاری با ما باعث ورشکستگی شرکت آنها شود..."

نویسنده سپس این شرکت را به باد انتقاد می گیرد که آنچنان به ایده های خود نامطمئن است، و آنچنان دچار ضعف است که اگر چنین شخصی با آنها کار کند... به راحتی می تواند شرکتشان را به ورشکستگی بکشاند. او ادامه می دهد که حتی نمی خواهد تصور کند که چطور صاحبان این شرکت هر روز با این طرز تفکر و این فشارها از خواب بیدار می شوند. می گوید که برای باب ناراحت است که در شرکتی فعالیت می کند که بهترین مسیر برای موفقیتش، محدود کردن انتخابهای کارآموزش است. محدوددیتهایی که باعث شد شرکت وی یک کاندیدای فوق العاده را از دست بدهد و آن کاندیدا هم یک شغل عالی را.
او در انتها می نویسد:

"اگر کارآموزید، قراردادهای غیر رقابتی را امضا نکنید. هیچوقت نمی دانید که زندگی کجا مچتان را می گیرد. حتما نمی خواهید که مسیر زندگیتان را یک کارفرمای مزخرف تعیین کند. به من اعتماد کنید: هیچیک از شرکتهای مشهور و قابل اطمینان (گوگل، مایکروسافت) کارآموزان خود را مجبور به امضای قرارداد غیر رقابتی نمی کنند. می توانید شغلی پیدا کنید که شما را به این کار مجبور نکند.

اگر شرکت هستید، خون آشام نباشید. اگر آنقدر از همه می ترسید که فکر می کنید برای رقابتی ماندن باید کارآموزانتان را مجبور به امضای چنین قراردادهایی کنید، چه فکر کرده اید؟ شما اصلا توان رقابت ندارید!"




۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

هرگز عضو حزب خدایان نبوده ام

دنیس ریچی. کمتر کسی در جهان نام او را شنیده است. حتی در دنیای کامپیوتر نیز بسیاری او را نمی شناسند. شاید چون خود او اینطور نخواسته است. او یکی از تاثیر گذار ترین انسانها در صنعت کامپیوتر است. بدون وجود امثال او شاید رشد صنعت کامپیوتر بسیار کند تر از این می بود. بزرگترین خدمت او به دنیای کامپیوتر طراحی زبان برنامه نویسی C است. او یکی از اعضای اصلی تیم طراحی سیستم عامل یونیکس هم بود. سیستم عاملی که بعدها عده ای او را پدر لینوکس خواندند. زبان C و سیستم عامل یونیکس را در شرکت AT&T طراحی کرد و با همکاری این شرکت این دو را به طور رایگان در اختیار دولت و موسسات آموزشی و دانشگاهها قرار داد. کاری که خواسته یا ناخواسته آینده را تغییر داد. او زبان C را "موفقیت بزرگ" برای دنیای کامپیوتر خواند. کافی است بدانید که سیستم های عامل یونیکس، داس، لینوکس، مکینتاشِ اپل و ویندوز های مایکروسافت، تقریبا موتور گرافیک و فیزیک همه بازی های بزرگ کامپیوتری، همه زبانهای مدرن برنامه نویسی، همه سیستم های پایگاه داده، همه نرم افزارهای سرورهای وب، همه نرم افزارهای سیستمی، همه و همه با کمک زبان C و بعدهاC++ * نوشته شده اند. بدون C معلوم نیست Andriod گوگل، iOS دستگاههای آیپد و آیفون اپل، سیستم عامل های کامپیوتر های تک منظوره مثل دستگاههای خود پرداز بانک ها، نرم افزار روباتهای پیشرفته و نرم افزار ماهواره ها چگونه تولید می شدند.* هر آنچه اکنون در دنیای نرم افزارهای کامپیوتر دیده می شود در ژن خود کدی به زبان C دارد. این همان چیزی است که تاثیر عمیق خوانده می شود. او معتبر ترین جوایز دنیای کامپیوتر را از آن خود کرده است که از آن جمله می توان به جایزه تورینگ اشاره کرد.

دنیس ریچی مرد.

به احترامش تمام قد می ایستم.

"
من هرگز عضوی از حزب خدایان نبوده و نیستم" – دنیس ریچی

 *سالها بعد از تولید زبان C توسط ریچی، آقای استراستاپ امکاناتی را به آن اضافه کرد که مهمترین آنها امکان برنامه نویسی شیء گرا بود. او زبان جدید را C++ نامید.
** بسیاری از این نرم افزارها هم اکنون توسط زبان C++ نوشته می شوند.

۱۳۸۹ اسفند ۹, دوشنبه

نامه سرگشاده گروهی از وبلاگ نویسان سبز خطاب به علی مطهری

شرایط حاضر کشور شرایط حساسی است. در این شرایط همه دلسوزان کشور باید در حد توان خود قدم در راه بهبود اوضاع نه چندان بسامان آن بردارند. به همین دلیل است که این نامه سرگشاده را از طرف جمعی از وبلاگ نویسان سبز خطاب به علی مطهری در این وبلاگ منتشر می کنم. گرچه موضوع آن در ارتباط با موضوع وبلاگ نیست.


خدمت جناب آقای علی مطهری
با عرض سلام و احترام

ما، گروهی از هم‌وطنان شما هستیم که خود را فعال و هوادار «جنبش سبز مردم ایران» می‌دانیم. جنبشی که اعضایش از زمان برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری تاکنون متحمل رنج و درد فراوان شده‌اند. ما برخی از همراهان خود را در خاک و خون دیده‌ایم و گروه بیشتری را امروز در بند و اسارت داریم. ما مورد ظلم قرار گرفتیم اما همچنان دادگاهی برای تظلم‌خواهی نمی‌یابیم.

آقای مطهری
در ریشه‌یابی علل و عوامل اتفاقات ناگوار 20 ماه گذشته میان ما و شما اختلافاتی وجود دارد. اختلافاتی که شاید بتوان در فضایی آرام به حل و فصل آنان دل بست و شاید هم هیچ گاه به توافقی قطعی بر سر آنان دست نیابیم، اما در این میان ما تشابهاتی هم می‌بینیم که می‌توانند محوریتی برای یک حرکت مشترک شوند.

ما به مانند شما از تداوم وضعیت نابسامان کنونی که بن‌بستی ناگوار را بر سر راه کشور قرار داده است به ستوه آمده‌ایم. ما خواستار بازگشت آرامش و آسایش به کشور و رفع فضای کینه و نفرت و خشم هستیم.

ما به مانند شما از تداوم خشونت‌های خیابانی، کشته شدن هم‌وطنانمان و بازداشت‌های گسترده ناخرسند هستیم و توقف این وقایع تاسف بار را برای مصالح خود و کشور در اولویت می‌دانیم.

ما به مانند شما از قانون‌گریزی و تصمیمات شخصی و جناحی و گروهی آسیب دیده‌ایم و بزرگترین قربانی چنین روندی را مصالح کلی کشور و ملت می‌دانیم.

ما به مانند شما راه حل عبور از بحران را نه در فضایی ملتهب و سرشار از دروغ و تهمت، که در سایه آرامش و گفت و گو جست و جو می‌کنیم.

و در نهایت ما نیز چون شما پافشاری بر لجاجت و تمامیت‌خواهی را ریشه تمامی این مصیبت‌ها می‌دانیم و امیدواریم همه شهروندان کشور، به ویژه مسوولین حکومتی با سعه صدر بیشتری به سخنان و مطالبات طرف مقابل گوش فرا دهند.

جناب مطهری
ما امیدواریم همین میزان از اشتراکات برای آغاز حرکتی مشترک در راستای نیل به توافقی مطلوب (هرچند حداقلی) کفایت کند. پس صادقانه و صمیمانه دست یاری به سوی شما دراز می‌کنیم چرا که شما را فردی صادق، هرچند در مخالفت با خود می‌شناسیم.

آقای مطهری
«جنبش سبز ایران» امروز جنبشی متکثر با خواسته‌های گوناگون است. هر کسی از ظن خود یار آن شده و به اعتراف شاخص‌ترین چهره‌هایش هنوز کسی نتوانسته است کلیتی را به تمامی اقشار حاضر در آن منتسب کند. با این حال ما گروهی از دل همین جنبش هستیم که امیدواریم تا با محوریت قانون، انصاف و مصالح ملی شاهد برقراری گفت و گو با نمایندگان منصف و صادق حاکمیت باشیم. در این راه خواسته‌های ما به صورت شفاف مطرح شده و هرکس که مدعی دلسوزی برای کشور و مردم است باید برای برآورده‌سازی آن‌ها تلاش کند:

ما خواستار رفع حصر خانگی رهبرانمان هستیم. آنانی که در هیچ محکمه‌ای محاکمه نشده‌اند و بر خلاف قانون و بدون هیچ اتهام اعلام شده و جرمی اثبات شده در حصر گرفتار آمده‌اند و از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی خود محروم مانده‌اند.

ما خواهان تضمین حق شهروندان بر تجمعات و راهپیمایی هستیم که صراحتا در بند 27 قانون اساسی ذکر شده است.

ما خواستار آزادی همراهان در بندمان هستیم که گروه گروه و بی‌هیچ گونه اتهام مشخصی بازداشت می‌شوند و بدون محاکمه در دادگاهی رسمی در بند و زنجیر به سر می‌برند.

ما خواستار آزادی مطبوعات و رفع هرگونه سانسور هستیم. حقی بدیهی و اولیه که در بند به بند قانون اساسی کشور به ویژه مواد 3، 24 و 175 مورد تاکید قرار گرفته است.

ما خواستار خاتمه دادن به شرایط امنیتی حاکم بر کشور هستیم که آن را بزرگترین خطر برای مصالح ملی و مایه وهن و بی‌آبرویی کشور می‌دانیم.

و در نهایت ما خواستار برگزاری انتخابات آزاد، غیرگزینشی و سالم هستیم که تنها مستبدین و دیکتاتورها می‌توانند با آن مخالفت کنند.

جناب مطهری
بپذیرید که در این فضا، هر بارقه‌ای از هم‌گرایی، هرچند به مصداق کورسویی لرزان، باید به فال نیک گرفته شود و مورد حمایت قرار گیرد تا بتوانیم به توافق‌های بزرگ‌تر چشم امید ببندیم. ما تنها می‌خواهیم به شما اطمینان دهیم که اگر در راستای تلطیف فضا و بازگشت امور کشور به روند عادی خود گامی بردارید صمیمانه از اقدامات شما حمایت خواهیم کرد. با این حال ما گمان می‌کنیم تا زمانی که ارتباط فعالان جنبش با چهره‌هایی که به صورت نمادین رهبران جنبش خوانده می‌شوند برقرار نگردد، حداقل‌های این توافق هم قابل دسترسی نیست.

 پس اجازه بدهید از شما بخواهیم تا به نمایندگی از این جمع اعلام کنید آزادی رهبران جنبش ما، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر خانگی از جانب فعالان جنبش سبز به مصداق گامی مثبت در راستای اعتمادسازی از سوی حاکمیت قلمداد خواهد شد. شما بهتر از هر کس دیگری می‌دانید که این چهره‌ها بارها و بارها بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکید کرده‌اند، پس می‌توان امیدوار بود که همین فصل الخطاب مورد توافق طرفین، دستمایه گفت و گوهای آینده قرار گیرد.

آقای مطهری
ما می‌خواهیم که به رسمیت شناخته شویم. از ما یاد کنید اما نه به عنوان فتنه‌گران که ما تنها معترضیم. ما سوگواران جنبشی وابسته و مدفون شده نیستیم. ما آزادی خواهان مستقلی هستیم که جنبش پویای ما با گذشت 20 ماه سرکوب و فشار همچنان رو به رشد و بلوغ است. ما را فریب‌خورده ندانید که ما پرسش‌گریم. ما را اقلیت ناچیز نشمرید که ما بی‌شماریم حتی اگر در نگاه شما اکثریت نباشیم و در نهایت اینکه از آزادی رهبران و دیگر همراهان دربند ما حمایت کنید، ما نیز از حکمیت شما استقبال خواهیم کرد.


با سپاس از توجه شما و به امید بازگشت به آرامشی که مصالح کشور و ملت را در بر بگیرد
گروهی از وبلاگ نویسان سبز


وبلاگ های امضا کننده:



------------------------------------------------------------------
در صورتی که شما هم وبلاگی دارید و می خواهید از این متن حمایت کنید لطفا آدرس وبلاگتان را به (digiraz.blogspot@gmail.com) میل بزنید

۱۳۸۹ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

از همه که خورده ایم، خود زنی چرا؟

بنا نداشتم در این وبلاگ به غیر از مسائل آموزشی برنامه نویسی کامپیوتر و موضوعات مرتبط با آن مطلب دیگری بنویسم، اما نشد! من به طور کلی کار طراحی وب سایت انجام نمی دهم و به جز مواقعی که نیاز به برنامه نویسی سمت سرور برای سایت وجود داشته باشد، خودم را درگیر این پروژه ها نمی کنم، چون طراحی سایت به جز مسائل فنی، ذوق و سلیقه ای می خواهد که بنده به طور کل از آن بی نصیبم! به همین دلیل است که به هیچ وجه خودم را در این زمینه متخصص نمی دانم و بیشتر دلم می خواهد از منظر یک کاربر مسائل این حیطه را مورد بررسی قرار دهم.


امروز در حال گشت زنی در اینترنت بودم که باز سروکارم به یکی دیگر از سایتهای "عظیم" ایرانی افتاد. عظیم نه به لحاظ محتوایی که به لحاظ حجم صفحات برای دانلود! حجمی که با اینترنت ADSL 128  kbps بیشتر از دو دقیقه طول کشید تا به طور کامل دانلود شود و یا به عبارتی صفحه اصلی سایت باز شود. دیدن این سایت و کندی سرعت دانلود آن سوال بزرگی که مدتهاست در ذهنم بی جواب مانده را دوباره به اول صف سوالات کشاند: "از همه که خورده ایم، خود زنی چرا؟" این سوال به خصوص در کشور ما مصداقهای زیادی پیدا می کند اما در این مورد خاص جای تفصیل بیشتری دارد.

در کشوری که اگر کسی به اینترنت "پرسرعت" 1Mbps دسترسی داشته باشد می تواند به 99% دیگر مردمش فخر بفروشد، سرعتی که اگرچه در ایران واقعا سریع است اما در اغلب کشورهای مدرن، نیمه مدرن،  توسعه یافته، در حال توسعه، توسعه نیافته و کشورهای جهانهای اول تا سوم، از حد اقل سرعت دسترسی به اینترنت نیز کمتر است.*

در کشوری که زیر ساختهای ضعیف فیزیکی، قانونی و فکری در زمینه اینترنت، علاوه بر کاربران خانگی گریبان شرکتها و حتی ارائه کنندگان خدمات اینترنتی را گرفته است.

در کشوری که اینترنت با سرعت بالای 128 Kbps برای کاربران خانگی ممنوع است و در دانشگاههایش هم هر روز پهنای باند محدود تر می شود!


در کشوری که روی خطوط فیبر نوری ارائه اینترنت پر سرعت امکان پذیر نیست!**

در کشوری که بهترین مکان برای استفاده از اینترنت پر سرعت برای خیلی ها "کافی شاپ" است (منظورم کافی نت نبود)!

در کشوری که از مجوز راه اندازی سایت، سرورهای میزبان قوی، پهنای باند بالای سرور، پول و گواهی فیلتر نشدن (نمی دانم این آخری وجود دارد یا نه)، یا همه را با هم داری و یا هیچ کدام را نداری!

و در کشوری که اساسا راه اندازی سایت مجوز می خواهد، بهترین کاری که برنامه نویسان و طراحان سایتهای اینترنتی می توانند انجام دهند کم کردن موانع و مشکلات دسترسی به محتوای فارسی برای کاربران است*** و شاید یکی از مهمترین آنها بالا بردن سرعت دسترسی به مطالب وب سایت است****. چرا زمانی که مهمترین و کم هزینه ترین راه بالا بردن سرعت دانلود صفحات، پایین آوردن حجم صفحات است، وب سایتهایی طراحی می شوند که انواع تصاویر بزرگ رنگی با وضوح بالا، انیمیشن های فلش و ابزار (کامپوننت) های حجیم را با هم و در یک صفحه دارند، انگار که مخاطبان آن در جایی خارج از کشور زندگی می کنند که با استانداردهای همانجا هم، وب سایت حجیم محسوب می شود. قرار نیست در این مطلب درباره کیفیت محتوای این وب سایتها بنویسم که البته سایتهای فارسی با محتوای خوب کم نیستند. اما از نظر راحتی دسترسی، حجم کم سایت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

اگر پول کافی برای بهره گرفتن از نظرات کارشناسان گرافیک وب نداریم، اگر حتی فرصت مطالعه در این مورد را نیز نداریم، حداقل کاری که می توانیم بکنیم این است که به سایتهای مشابه خارجی و ایرانی قوی نگاهی بیندازیم و ببینیم چگونه در کنار زیبایی، اصل سادگی را رعایت کرده اند. سایتهای فارسی بسیار خوبی وجود دارند که مشخص است با صرف وقت، فکر و شاید هزینه بالا طراحی شده اند که باید به طراحان و صاحبان آنها تبریک گفت.

سخن آخر اینکه مخاطبان ایرانی تشنه محتوای فارسی، با هر موضوعی، در اینترنت هستنند و حال که برای رسیدن به این محتوا باید از هفت خان بگذرند، خوان هشتمی برای رسیدن به این اندک محتوا نسازیم!

در انتها لیست کارهای  ساده اما بسیار موثری که می توان انجام داد تا حجم صفحات پایین تر بیاید را می آورم که امیدوارم مفید باشد:

·         قبل از آپلود تصاویر می توانیم وضوح آنها را پایین تر بیاوریم.
·         اگر از فتوشاپ استفاده می کنیم،هنگام ذخیره سازی از گزینه Save for web استفاده کنیم که تصاویر را با حفظ کیفیت، با حجم کم ذخیره می کند.
·         می توانیم با فرمتهای تصاویر، بیشتر آشنا شویم تا بتوانیم با توجه به نوع عکس، میزان و نوع رنگهای استفاده شده و اندازه عکس، بهترین فرمت را برای ذخیره سازی انتخاب کنیم تا با حفظ کیفیت مورد نظر کمترین حجم را اشغال کند.
·         می توانیم از فرمتهایی که شفافیت (Transparency) را پشتیبانی می کنند مثل Gif و PNG استفاده کنیم تا مجبور نشویم رنگ پشت زمینه را نیز در کادر عکس بگنجانیم که این خود باعث پایین تر آمدن حجم تصاویر می شود و از طرفی اگر خواستیم رنگ پس زمینه را تغییر دهیم کمتر نیاز به تغییر خود عکس پیش می آید.
·         استفاده از تصاویر Interlaced هم در فرمتهایی که آن را پشتیبانی می کنند خوب است. (منظور تصاویری است که از بالا به پایین دانلود نمی شوند و ابتدا کل تصویر با وضوح کم دانلود شده و سپس وضوح آن بیشتر می شود)
·         استفاده از انیمیشن خوب است اما ضروری که نیست به کنار، در اغلب مواقع راههای بسیار دیگری وجود دارد تا همان جذبه و زیبایی را در سایت آفرید. اگر هم واقعا خواستید از انیمیشن استفاده کنید، شاید در بسیاری اوقات GIF جایگزین بهتری برای فلش باشد.
 در آخر نیز بهترین کار این است که حجم کلیه تصاویر و ابزاری که در یک صفحه از وب سایت وجود دارند (در واحد کیلوبایت KB) به عدد 7 (برای اینترنت با سرعت 56 Kbps) تقسیم کنید تا ببینید چند ثانیه طول می کشد تا دانلود شود. اگر زیاد بود، فکری به حالش بکنید. البته توصیه من این است که به اعداد کوچکتری مثل 6، 5 و یا حتی 4 تقسیم کنید زیرا اغلب مواقع خطوط ADSL  ما هم کندتر از این حرفها هستند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
* این نکته را ذکر کنم که در این کشورها یا منطقه ای تحت پوشش اینترنت نیست، که در این صورت مردم از تکنولوژی هایی مثل 3G برای اتصال به اینترنت استفاده می کنند(که در ایران فعلا خواب این تکنولوژی را باید ببینیم ) و یا منطقه تحت پوشش اینترنت است که در این صورت سرعتها از 10 Mbps شروع می شوند. نمی خواهم بگویم که ADSL اصلا استفاده نمی شود اما اگر هم بشود، استفاده از آن محدود به مناطقی است که تحت پوشش "اینترنت پهن باند" یا به قول خودشان به اختصار "اینترنت" نیستند. حال مسئولان ما در ایران هرجا که خط تلفنی برای اتصال Dialup به اینترنت وجود داشته باشد را تحت پوشش اینترنت می خوانند!


** این در حالی است که اصولا فیبر نوری بهترین و سریعترین تکنولوژی برای انتقال دیتا است و ستون فقرات اصلی اینترنت (Internet backbone) در جهان از فیبر نوری تشکیل شده است.


***کمیت و کیفیت خود محتوای سایتها، بحث جدایی است که از حیطه این مطلب و همینطور تخصص بنده خارج است و امیدوارم دوستان صاحب نظر، از این منظر نیز به بررسی سایتهای فارسی بپردازند.

**** منظور از سرعت دسترسی به سایت که در جاهایی از مطلب از آن به عنوان سرعت دانلود هم نام برده ام، به طور کلی فاصله زمانی بین ارسال درخواست از طرف کاربر(مثلا فشردن دکمه Enter بعد از تایپ نام سایت) تا نمایش کامل محتوای سایت است. مهمترین عامل تعیین کننده این زمان، نسبت حجم صفحات به سرعت دسترسی کاربر به اینترنت است، اما موارد دیگری مثل پهنای باد سرور میزبان، میزان دفعاتی که سایت توسط خود کاربر و همینطور سایرین بازدید شده است (که روی موارد مختلفی از جمله کش شدن خود سایت در سرورهای میانی و همینطور تعداد لایه های لازم DNS برای  یافت آدرس سایت و ... موثر است) و مواردی از این دست، نیز تاثیر گذارند.